صحنه _نما

صدا در سینما
نویسنده : محمد رستمی - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٢
 

سینما تا  سال 1927 صامت بود . در سال1927 سینمای ناطق پا به عرصه گذاشت . البته تلاش برای ناطق کردن سینما از سالها قبل آغاز شده بود ، استفاده از موسیقی در هنگام پخش فیلم یا صحبت کردن همزمان بازیگران در هنگام پخش فیلم و ... همگی تلاشهایی برای بوجود آوردن صدا بود . در سال 1926 شرکت وارنر بروس ( برادران وارنر ) ، با همکاری وسترن الکتریک شرکت ویتافون را تاسیسس کردند . ویتافون به منظور یافتن راههایی برای ناطق کردن سینما تلاش خود را شروع کرده بود . فیلم دون ژوان اولین نتیجه آنها بود . در این فیلم ارکسترفیلارمونیک نیویورک ، موسیقی فیلم را اجرا می کرد ولی مشکلات متعدد درهنگام پخش موجب شد تا فیلم با استقبال روبرو نشود . اما برادران وارنر ( با وجود خطر ورشکستگی ) دست از تلاش برنداشته و بالاخره در سال 1927 فیلم خواننده جاز را بر روی پرده بردند . صدای این فیلم به موسیقی و چند گفتگو محدود بود اما شنیدن صدای حرف زدن ال جانسون ( بازیگر - خواننده روس ) تماشاگران را به شدت به هیجان آورد و بدین ترتیب عصر سینمای ناطق آغاز شد . صدا ، سینما را به طور کلی متحول کرد اما حرکت دوربین را که در اواخر سینمای صامت آز آزادی زیادی برخوردار بود را ، به شدت محدود کرد .این محدودیت ، کم تحرکی و رفتار فیزیکی بازیگران را که باید برای ادای دیالوگ ها از میکروفنی به طرف میکروفن دیگر می رفتند شدت بخشید . بعدا با اختراع میکروفون های کوچکتر بازیگران آزادی عمل بیشتری یافتند . با اضافه شدن صدا به سینما اتفاقات متعددی رخ داد که به بعضی از آنها اشاره ای میکنم .
- با ورود صدا به سینما دوران فیلم های بین المللی به پایان رسید . نخست فیلم ها برای فروش در بازار جهانی به چند زبان تهیه می شدند . بعد برای حل این مشکل از زیر نویس یا دوبله استفاده شد .
- با ورود صدا به سینما ، بسیاری از بازیگران مجبور به کناره گیری از سینما شدند . ( به علت نداشتن صدای مناسب ) .
- با ورود صدا به سینما ، موجی از کارگردانان تاتر به سینما پیوستند . آنها کارگردانهای سینما را که با استفاده از صدا و گفتگو در فیلم بیگانه بودند را در زمینه چگونگی استفاده از عامل صدا ، هدایت و راهنمایی می کردند .

در دها 50 ( با پیشرفت هایی که در زمینه ضبط صدا روی داد ) روی صدابرداری سینما هم تاثیر گذاشت و صدای فیلم ها با کیفیت بهتری ضبط و پخش می شد . در این دهه مورد توجه ترین شیوه پخش صدای فیلم ، استریو فونیک بود .
در دهه 70 شیوه پخش صدای استریو فونیک کامل تر و ارزان تر شد و بالاخره در دهه 90 ، سینما استفاده از صدابرداری دیجیتال را آغاز کرد . این شیوه تا امروز بهترین روش پخش صدای فیلم است .

صدا در فیلم علاوه بر شنیدن ، باید اثر روانی هم تولید کند . بطور نمونه در خیلی فیلم ها دیده اید که یک افکت حتی چند ثانیه ای ، اثری مانند ایجاد دلهره یا خنده یا هر چیز دیگری می تواند تولید کند . کلا به مجموعه اثرات صوتی ، صدا می گویند .

بافت صوتی یک فیلم شامل 3 بخش است :
1 - دیالوگ یا گفتگوی بازیگران
2 - صداهای زمینه مانند صدای خیابان که به آن هام یا آمبیانس هم می گویند
3 - موسیقی
و البته افکت ها ، که گروهی آنرا جزو بافت می دانند و گروهی نمی دانند . شما ترجیحا بعنوان چهارمین بخش در نظر بگیرید .

و اما از دید تکنیکی یا بهتر بگویم سه عاملی که یک صدابردار باید در نظر بگیرد :
1 - جنس صدا
2 - تداوم صدا
3 - پرسپکتیو صدا

 

و اما دیالوگ ها ، صداهای زمینه و موسیقی باید 3 چیز را برساند :
1 - موقعیت را معرفی کند ، مانند این دیالوگ ، این انبار خیلی .... می بینید که به راحتی ما میتوانیم متوجه شویم که کاراکتر دریک انبار است . یا صدای آب دریا ما را متوجه کنار دریا بودن می کند حتی اگر دریا را نبینیم .
2 - تاثیرات روانی ایجاد کند ، مانند این دیالوگ ، اون یک عمر به من دروغ گفت و ... خب احتیاجی به توضیح نیست ، حتما خودتان فهمیدید که منظورم چی بود .
3 - مفهوم و معنی داشته باشد . گاها در سینما یا بیشتر در سریالهای تلویزیونی دیدید که حرفها هیچ معنی و مفهومی ندارند که این اشکال محسوب م شود . در فیلمهای تجاری هالیوودی به شدت این مورد دیده می شود .

کلا صدا در فیلم به سه بخش تقسیم میشود :

صدابرداری  
صدا گذاری
میکس

 


 
comment نظرات ()
 
روانشناسی رنگها را بدانیم
نویسنده : محمد رستمی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
 


برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:


قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.

دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.

دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتکار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید.

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.

کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.


خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.

نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.


سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.

دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.


فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.
  

  


 
comment نظرات ()