عکاسی زمینه بازیگری برای دوربین را فراهم کرد.اینکه آدم به عنوان سوژه های
فتو ژنیک (جذاب برای تصویر) می تواند عکس برداری شود. بر خلاف مدل های نقاشی
کافی است ظرف چند ثانیه ژست و حالتی به خود بگیردتا از او عکس گرفته شود .
او میتوانددر ژست و حالتی که میگرد به نوعی احساساتش را نیز بروز دهد.
پیش از عکاسی هنر تئاتر وجود داشت و شاید فکر کنیم که چرا باید عکاسی زمینه ساز
بازی برای دوربین باشد.زیرا عکاسی چیز جدیدی با خود آورد آدمی که جلوی دوربین
نشسته موجودی زنده است ولی عکسش قالبی است از نور که روی کاغذ چاپ میشود.
این شخص میتواند بدون آنکه نیازی به برون فکنی از نوع تئاتری داشته باشد (زیرا در تئاتر
تماشاگران در فاصله نسبتا دوری از بازیگران نشسته اند و تماشاگران آنقدر بر نگاه
حالات چهره بازیگران مسلط نیستند به همین خاطر بازیگران تئاتر باید به رفتارها
و ژست های خود شدت بیشتری ببخشند اصطلاحا برون فکنی تا احساساتشان
را بروز دهند.) در خود فرو برود تا دوربین به او نزدیک شود ودر فاصله ای مناسب از او
تصویر بگیرد.از طرف دیگر در نقاشی و عکاسی شخصیت ها از دنیای واقعی و سه بعدی
می آیند تا به تصویری دو بعدی در قاب یا قاب یک تابلو یا قاب یک عکس بدل شوند و
از این جهت شباهت زیادی به فیلم دارد و تمام عناصری که برای خلق تصویر و عمق
بخشیدن به آن در یک تابلوی نقاشی یا در یک قاب عکس مورد نیاز است. در فیلم
نیز مورد نیاز است.

نظرات ()