هرگونه تأکید مکانیکی بر بخشی از قیافه بازیگر، نشانگر یک گسستگی یا شکاف در روند روان جسمانی است. شاید این شکاف به شکل یک فک سفت، تمایل به جویده حرف زدن، تغییر حالت ایستادن، صاف کردن گلو، خنده بسیار، حرکت زیاد لبها یا تکان دادن سر، هنگام گوش کردن بروز کند. در این گونه مواقع، بازیگر به جای انکه اجازه دهد نیروی عاطفی بر تمام جسم او تأثیر گذارد، آن را تنها در یک نقطه جای داده است. آنچه بازیگر را آزار می دهد، همین نحوه کنترل احساس است.
اگر کل بدن در کنش نمایشی و کشمکش احساسی درگیر شود، شخصیت پردازی، روان، کامل و برانگیزاننده خواهد بود. دوربین می تواند به بازیگر در این خود تحلیلی کمک کند. می توان صحنه را در نماهای نزدیک، متوسط و دور تمرین کرد. سپس بازیگر می تواند رفتار خود را در مقابل دوربین مشاهده کند و از کسانی که به پیشرفت او علاقمندند، در این باره نظر خواهی کند. برای آنکه بازیگر در کار آشکار کردن کامل خود موفق شود، باید موانع موجود در رفتار و عمل خود را ریشه کن کند.
زمانی که قسمتهای خاصی از بدن به کار گرفته می شوند، اغلب مواردی از باز آفرینی تجربی و بصری وقایعی مربوط به زندگی گذشته شخصی خود را گزارش می کنند. کار با تکنیک الکساندر تأثیر شگرفی در رهایی از تنش روحی، خستگی احساسی و همین طور فرو نشاندن تنشهای جسمی دارد.
آزمایش روان جسمانی، نوعی تکنیک شناسایی این نقابها و پایان دادن به آنها در مواقع ضروری است. برای اجرای نقش در فیلم، ابتدا باید خویشتن خویش را آشکار کرد.
نظرات ()